سلام 

امشب شب یلدا بود.من خونه نرفته بودم موندم خوابگاه...فائزه ک رفت اتاق دوستاش با اونا یلداشو بگذرونه فقط من و ارزو تو اتاق بودیم هی حرف زدیم هی خندیدیم در کل خوش گذشت فقط هندونه نداشتیم .پفک خریدیم انار و تامسون هم از خونه اوردم تازه چایی هم دم کردیم!  ولی خواستم یه چیز دیگه ای بگم...

این ترم من و ارزو تعطیلی هامون شنبه یکشنبه بود و از شانس ما همه عیدا و شهادتا افتاده بود شنبه و یکشنبه... بعد این شایعه ی اینکه قراره سه روز تاریک بشه اونم میفته شنبه و یکشنبه....

نصیب نشه...

اینم عکسای یه یلدای خوابگاهی دو نفری